تبليغاتX
جرز - خاطره دوباره با گروه نجوم
بعد از مدتها دوری از بلاگم دوباره حال و هوای نوشتن به سرم زد. مثل خیلی کارها که با شور و هیجان زیاد شروع میکنم و تا به مرحله سختش میرسه؛ قبل از اینکه اون کار نتیجه بده رهاش میکنم این بلاگم دچار همین مساله شد. حالا باز برگشتم تا این کار نا تموم رو تموم کنم. البته نوشتن هیچوقت به نقطه آخرش نمیرسه پس بهتر بود بگم امیدوارم حالا که دوباره برگشتم اینجا نوشتنم تداوم داشته باشه.
  یکی دیگه از کارهایی که خیلی خوب شروع کردم ولی ادامه ندادم نجوم بود. یادم میاد 5-6 سال پیش که هیچ بحثی از نجوم تو شهرمون، زنجان، نبود؛ من و چند تا از بچه های علاقه مند مرکز شهید بهشتی اولین گروه آماتور نجوم رو تشکیل دادیم و با توجه به اینکه اون سالها خوشبختانه مرکز اهمیت زیادی به موضوع برنامه های غیر درسی میداد؛ کمکهای خوبی هم به شکل گرفتن گروه کرد. گروه نجوم اون سالها کارش رو با آموزش سطوح ابتدایی ستاره شناسی و رصد توسط یکی از اساتید برجسته جناب آقای قمر نژاد شروع کرد. آموزش گروه روند قابل قبولی طی میکرد ولی باز وقتی کار به جاهای مشکل رسید من از گروه جدا شدم و دیگه هم از فعالیتها خبر نداشتم. ولی ناگفته نماند همیشه به نجوم علاقه فوق العاده ای داشتم و خد اقل کاری که میتونستم بکنم این بود که اخبار و برنامه های تلوزیونی در این مورد رو دنبال کنم. چند ماه پیش وقتی دیدم یکی از بچه هایی که 2-3 سال از ما کوچکتر بود ولی از همون روزهای اول تشکیل گروه با علاقه نجوم رو دنبال میکرد تو المپیاد جهانی نجوم مقام آورده خیلی خوشحال شدم که اون گروه آماتور چند نفره بالاخره یه ثمره عالی داشته...

   امروز به طور کاملا اتفاقی بعد از 5-6 سال گروهی که خودمون موسسش بودیم رو دیدم که برای رویت هلال ماه شعبان عازم ارتفاعات نزدیک شهر زنجان بودند . البته چون یکی از همدوره ای ها، آقای حسام الدین ارغند رو دیدم که همراه گروه بود متوجه شدم که باید همون گروه نجوم باشه. چون دیگه هیچ کدومشون به جز حسام و دوستمون که المپیادی بود  رو نمیشناختم. با هم تا بالای کوه رفتیم و من بعد از مدتها دوباره تجربه رصد رو تکرار کردم. واقعا کار شگفتی آور و فوق العاده جذابیه. امیدوارم باز هم بتونم با دوستان رصد کنیم و من چیزهایی که تو این سالها دوست داشتم یاد بگیرم و فرصتش نشد( و البته تنبلی خود من!) یاد بگیرم و خاطرات این رصد ها رو هم همینجا برای شما بنویسم...در آخر، اگر خیلی خوب ننوشتم معذرت میخواهم، بذارید به حساب این همه مدت که ننوشتم.

اینم چند تا عکس از بچه های گروه . البته دوستان بیشتر بودند و خیلی ها در این عکسها نیستند...














 
+ نوشته شده توسط در یکشنبه سیزدهم مرداد 1387 و ساعت 3:51 |