2. وبلاگ پر طرفدار گروه تارتن چند روز پيش توسط چند نفر آدم مريض و عقده اي هك شد... هكي كه كوچكترين سودي براي هكرش نداشته باشه و فقط عده زيادي از هموطن ها رو از امكانات اين وبلاگ محروم كنه كاره يك مريض ميتونه باشه. در هر صورت گروه تارتن فعاليت خودش رو در نشاني ديگه اي پيگيري ميكونه... فقط قصد اين گروه خدمت رساني به عزيزان هموطنه. موفق باشيد: http://www.kingtartan.blogfa.com
2. وبلاگ پر طرفدار گروه تارتن چند روز پيش توسط چند نفر آدم مريض و عقده اي هك شد... هكي كه كوچكترين سودي براي هكرش نداشته باشه و فقط عده زيادي از هموطن ها رو از امكانات اين وبلاگ محروم كنه كاره يك مريض ميتونه باشه. در هر صورت گروه تارتن فعاليت خودش رو در نشاني ديگه اي پيگيري ميكونه... فقط قصد اين گروه خدمت رساني به عزيزان هموطنه. موفق باشيد: http://www.kingtartan.blogfa.com
۳-١ : من داريوش پادشاه بزرگ هستم ، پادشاه پادشاهان ، پادشاه پارس ، پادشاه ممالک بسيار ، پسر ويشتاسپ ، نوه آرش هخامنشی .
٦-٣ : پادشاه داريوش مي گويد : پدر من ويشتاسپ بود ، پدر ويشتاسپ آرشا ، پدر آرشا آريارمنه ، پدر آريارمنه چيش پيش و پدر چيش پيش هخامنش است .
٨-٦ : پادشاه داريوش مي گويد : در اين زمان همه ما را با نام هخامنشی می شناسند . زمان بسياری است که ما اشراف زاده بوديم و مدت زمان زيادی است که فاميل ما شاه بودند.
۱۰-٨ : پادشاه داريوش مي گويد : پيش از من 8 نفر از تبار ما شاه بودند . من نهمين هستم . من نهمين جانشين هستم که شاه شدم .
١٢-١١ : پادشاه داريوش مي گويد : به لطف اهورامزدا من يک شاه هستم . اهورامزدا اين پادشاهی را به من اعطا کرده است .
١٧-١٢ : پادشاه داريوش مي گويد : اين کشورها در مالکيت من هستند : به لطف اهورامزدا من پادشاه آنها هستم : پارس ، ايلام ، بابل ، آشور ، عربستان ، مصر ، تا فرا سوي دريا ، سارد ، ايونی ، ماد ، ارمنستان ، کاپادوکيه ، پارت ، دانگيان آری ، چوراسمی ، باختر ، سغد ، گندارا ، سيتی ، ساتاگيدی ، آراخوسيه ، ماکا . هر 23 کشور .
٢٠-١٧ : پادشاه داريوش مي گويد : اين کشورها به مالکيت من درآمدند . به لطف اهورامزدا آنها تبعه من هستند . آنها خراج خود را به من می دهند .
٢٤-٢٠ : پادشاه داريوش مي گويد : در اين کشورها مردی که وفادار بود ، او را پاداش دادم و آن را که بی وفا بود او را سخت کيفر دادم . به لطف اهورامزدا اين کشورها به قانون من احترام می گذارند . هر آنچه که من بگويم همان انجام خواهد شد .
٢٦-٢٤ : پادشاه داريوش مي گويد : اهورامزدا اين پادشاهی را به من اعطا نموده است . اهورامزدا به من کمک کرد تا اين [ پادشاهی ] را بدست آورم . تا اينکه من اين پادشاهی را تصاحب کردم . به لطف اهورامزدا من اين پادشاهی را نگه می دارم .
٣٥-٢٦ : پادشاه داريوش مي گويد : اين کارها بوسيله من انجام شد . بعد از اينکه در طالع من پادشاهی نوشته شد . يک پسر داريوش به نام کمبوجيه از فاميل ما در اينجا پادشاه شد . اين کمبوجيه يک برادر به نام برديا داشت که از همان پدر و مادر کمبوجيه بود .
پس کمبوجيه ، برديا را کشت . وقتی کمبوجيه برديا را کشت ، نگذاشت که خبر اين قتل به گوش مردم برسد . سپس کمبوجيه به مصر لشگر کشيد . وقتی توقف کمبوجيه در مصر طولانی شد ، مردم از انصاف دور شدند . سپس دروغی در کشور منتشر شد . در پارس ، در ماد ، و ساير کشورها .
٤٣-٣٥ : پادشاه داريوش مي گويد : سپس يک شخصی يک مغ به نام گومت از پاشيواديا به پا خواست . از نزديک يک کوه به نام آرکدريش . از آنجا ، 14 روز گذشته از ماه وياختيا به پا خواست . او به دروغ به مردم گفت : " من برديا ، پسر کوروش برادر کمبوجيه هستم " . پس تمام مردم دوباره بر عليه کمبوجيه شورش کردند و به او [ گومت ] پيوستند . در پارس ، ماد و ديگر کشورها . او پادشاهی را غصب کرد . 9 روز از ماه گرماپدا گذشته بود که او پادشاهی را غصب کرد . بعد کمبوجيه خودکشی کرد .
٤٨-٤٣ : پادشاه داريوش مي گويد : اين پادشاهی که گومتِ مغ از کمبوجيه گرفت ، اين پادشاهی برای زمان زيادی در فاميل ما بود . سپس گومتِ مغ آن را از کمبوجيه غصب کرد . او حکومت پارس و ماد و ساير کشورها را بدست آورد . او آنها را مستعمره خود کرد . او شاه شد .
٥٣-٤٨ : پادشاه داريوش مي گويد : هيچ مردی پيدا نشد ، نه از پارس ها ، نه مادها و نه کسی از خانواده ما که پادشاهی را از گومتِ مغ بازستاند . مردم خيلی از او می ترسيدند ، او افراد زيادی را کشت ، که سابقاً برديا را می شناختند . او به اين دليل آنها را می کشت : " برای اينکه می ترسم که آنها بدانند که من برديا ، پسر کوروش نيستم " .
٦١-٥٣ : مردم جرأت نمی کردند که به گومتِ مغ چيزی بگويند ، تا وقتی که من آمدم . پس من از اهورامزدا ياری خواستم . ده روز از ماه بگياريچ گذشت ، پس ، من ، با چند نفر ديگر گومتِ مغ را کشتيم و کسانی که حاميان اصلی او بودند را نيز . در يک قلعه به نام سکوویتاچ در محل نيسی در ماد اين اتفاق افتاد . پادشاهی را از او گرفتم . به یاری اهورامزدا من پادشاه شدم . اهورامزدا این پادشاهی را به من داد .
٧٢-٦١ : پادشاه داريوش می گويد: پادشاهیی را که از خاندان ما گرفته شده بود مانند قبل گردانیدم . پرستشگاههایی را که مغ گومت ویران کرده بود بنا کردم ، من چراگاهها و دام ها و رعیت ها را با اموالی که مغ گومت از مردم گرفته بود به آنها باز گرداندم . من مردم پارس و ماد و دیگر کشورها را برقرار ساختم . من آنچه را که به تاراج رفته بود ، برگرداندم . اهورامزدا من را یاری داد . من توانستم تا خاندان خود را بر جای خود برگردانم . اهورامزدا مرا یاری داد تا نگذارم مغ گومت خانه ما را تصرف کند .
٨١-٧٢ : پادشاه داريوش می گويد: وقتی من گومات مغ را کشتم يک مرد به نام آترين پسر اپدرما در ايلام شورش کرد. اوبه مردم گفت : من پادشاه ايلام هستم . سپس مردم ايلام نافرمان شدند وازآترين پشتيبانی کردند. اوپادشاه ايلام شد ويک مرد بابلی به نام ندتبرپسر انرا در بابل شورش کرد. او به مردم به دروغ گفت " من نبوکر دراتخر پسر نبونت هستم سپس مردم بابل کلاً ًاز ندنت بل پشتيبانی کردند. بابل شورش کرد او پادشاهی را در بابل تصرف کرد.
٨٣-٨١ : پادشاه داريوش مي گويد : من يک پيغام به ايلام فرستادم . آترين دست وپا بسته به نزد من آمد . من او را کشتم .
٩٠-٨٣ : پادشاه داريوش مي گويد : سپس من به سوی بابل رفتم ، به طرف ندنت – بل ، نيرويی که ندنت بل داشت در دجله جاي گرفت . جايی که آنها مستقر شدند و به خاطر آب (دجله) قابل کشتيرانی بود ( آب عميق بود ) . سپس من نيروهايم را با پوست حيوانات باد کرده( مشك ) حرکت دادم . براي يک قسمت شترها و برای قسمت ديگر من اسبها را تدارک ديدم . اهورامزدا مرا ياری داد ، به لطف اهورامزدا من از دجله گذشتم . من شديداً اين نيروهای ندنت - بل را کوفتم . 26 روز از ماه اتريادی گذشته بود که ما جنگ را برديم .
...
تصاویر متن اصلی به خط میخی:
http://www.hidarneh.com/haemanechian/pic/Dbih1-1.gif
http://www.hidarneh.com/haemanechian/pic/Dbih1-2.gif
http://www.hidarneh.com/haemanechian/pic/Dbih1-3.gif
http://www.hidarneh.com/haemanechian/pic/Dbih1-4.gif
http://www.hidarneh.com/haemanechian/pic/Dbih1-5.gif
http://www.hidarneh.com/haemanechian/pic/Dbih1-6.gif
http://www.hidarneh.com/haemanechian/pic/Dbih1-7.gif
http://www.hidarneh.com/haemanechian/pic/Dbih1-8.gif
http://www.hidarneh.com/haemanechian/pic/Dbih1-9.gif
http://www.hidarneh.com/haemanechian/pic/Dbih1-10.gif
برگرفته از وبلاگ:http://www.froharbastan.blogfa.com
تازه اينم شنيدم كه همين روسيه ادعاي مالكيت بر مريخ رو كرده....
نكته جالب ديگه اينكه چون اولين بار روسها به ماه رفتن اونجارو هم برا خودشون ميدونن...البته بخش زياديش رو به عربها هم فروختن. پس مواظب باشين به مال مردم نگاه چپ نندازين...از ما گفتن!!
برنامه اي كه امروز از يكي از شبكه هاي تلوزيون ايران پخش شد، باعث شد من اين جستجو را پيرامون بخشي فراموش شده از تمدن طلايي ايران قديم ، هرچند مختصر انجام بدهم كه لا اقل حس كنجكاوي و همچنين ناسيوناليستي(ميهن گرايي) خودم را تا اندازه اي جوابگو باشم... همراه من باشيد تا گشت و گذاري كوتاه در تمدن فراموش شده خود داشته باشيم.
قنات گناباد يا به تعبير من تخت جمشيد زير زميني به تنهايي نشانگر اوج شكوفايي ايران در 2500 سال پيش( حدود 500 سال قبل از تولد عيسي مسيح) ميتواند باشد.
بنا به تحقيقات باستان شناسان تمامي تمدن هاي باستاني در كنار منابع آبي مانند رودخانه ها،چشمه ها و... بنا نهاده شده و رشد و بسط يافته. تطبيق انسان با محيط در طول تاريخ نشانگر هوش و ذكاوت اين موجود بوده و چه شگفت كه مرد پارسي توانسته با حفر قنات محيط زندگي را وادار به تامين نيازش كند. يعني او به دنبال راه آسان تامين آب، زندگي نزديك رودها و چشمه ها و محدود كردن خود به اين منابع نبوده و زمين را با فناوري پيچيده و گسترده اي مجبور به تامين آب مورد نياز شرب و كشاورزي خود كرده. حفر کانالهای عظیم، انتقال آب به وسیلهی جویهای درارتفاع در امپراطوری روم، آبرسانی توسط لولههای سفالین در دورههای پیش از تاریخ و همچنین ابداع فنآوری قنات را میتوان از نمونههای برجستهی دستیابی به علوم مهندسی در دوران تاریخی ذکر کرد. بشر در آن زمان با احاطه و شناخت بر علوم هواشناسی و خاکشناسی، علم مسّاحی و نقشهبرداری، علم نیارش سازه (استاتیک) و فن ساخت و ساز، موفق به بهوجود آوردن دستآوردهایی شده که در حال حاضر نیز با وجود امکانات بسیار پیشرفته چندان سهلالوصول نمیباشند.
بنا به نظر محققان بيشينه قنات در ايران به بيش از 2500 سال پيش يعني زمان هخامنشي باز ميگردد كه نمونه شگفت و عجيب اين فناوري يعني قنات قصبه شهر گناباد شاهد زنده اين قدمت ميباشد. در زمان دقيق حفر اين قنات اختلاف نظر وجود دارد چنانكه در داستان معروف "دوازده رخ" شاهنامه حكيم ابوالقاسم فردوسي احداث اين قنات به قبل از "كيخسرو" ميرسد.
برخي تاريخ نگاران هم با استناد بر سفالهاي به دست آمده از كناره برخي چاههاي شاخه اصلي، احداث اين قنات را به دوره هخامنشي يعني دو هزار و ۵۰۰ سال قبل دانستهاند و آنها را مشابه باسفالهاي مربوط به دوران هخامنشي درنواحي باختر ودهانه غلامان سيستان ذكر كردهاند.
و لي به نظر نويسنده علت اين است كه از دورهی ماقبل هخامنشي سنگنبشتههاي اندكي باقي مانده و چون سند مكتوب از ماقبل اين دوره وجود ندارد اين دوره را به غلط دورهی ماقبل تاريخ ميدانند در حالي كه علم باستانشناسي، مردمشناسي و زبانشناسي رازهاي نهفتهی زيادي را از دوران ماقبل تاريخ براي انسان آشكار نموده است.
ميدانيم كه تاريخ مدنيت و تاريخ شفاهي در ايران بسيار ديرينهتر از دورهی هخامنشي است و اصولاً يافتههاي باستانشناسي در شرق چين و آسياي مركزي و شرق ايران ثابت ميكند كه مدنيت در شرق ايران و داستانهاي ايران و توران مربوط به دوراني بيشتر از پنجهزار سال قبل ميشود، يافتههاي باستانشناسي شهر سوخته و جيرفت و آثار به دست آمده از تمدن هليل رود و آثار تمدن شهرنشيني هفتهزار ساله در غرب ايران (مادها) اين فرضيه را اثبات ميكند، در حالي كه سنگنبشتهها و تاريخ مدون ايران، تنها دوهزار و پانصد سال اخير را، آن هم به طور ناقص پوشش ميدهد. پس ميتوان تاريخ دستيابي ايرانيان به اين فناوري را چيزي حدود هفت تا ده هزار سال پيش دانست...
براي كوتاهتر شدن اين مطلب تنها به ذكر چند مشخصات چند قنات شگفت انگيز بسنده ميكنم و پيشنهاد ميكنم براي مطالعه بيشتر به منابع ذكر شده در آخر پست مراجعه فرماييد.
در حال حاضر عميقترين قنات ايران، قنات قصبهی گناباد است با حدود ٣٤٠ متر عمق مادر چاه آن (طول برج ايفل كه حدود سال 1800 ميلادي ساخته شده و نماد فناوري در پاريس ميباشد حدود 300 متر است!!)، و طولانيترين قنات در منطقهی يزد قرار دارد با طول ١٠٠ كيلومتر. قنات قصبهی گناباد پيشينهی تاريخي ٢٥٠٠ ساله دارد و بيش از دو هزار هكتار از اراضي كشاورزان اين شهرستان را به صورت سنتي آبياري ميكند. در قنات قصبه با ٣٣١٣٣مترطول، ٣٤٠ مترعمق و ٤٧٠ حلقه چاه كه در دوران هخامنشيان و يا قبل از آن حفر شده است با يك محاسبهی سرانگشتي ميتوان گفت ٥٦ هزار تن خاك و سنگ براي حفر مادر چاه و چاههاي عمودي اتصالي و كانال افقي سراسري توسط كارگران و مقنيان جابهجا شده است و جابهجايي اين حجم خاك بدون ترديد كمتر از عظمت اهرام مصر نيست. قنات قصبه به عنوان عميقترين قنات دنيا، ميراث فرهنگي و تمدني عظيمي است و بدون شك يكي از عجايب تمدن بشري به شمار ميرود. قنات قصبه از نظر طولي (٦٠ كيلومتر) دومين قنات ايران بعد از قنات زارچ يزد محسوب ميشود و پرآب ترين قنات منطقهی كويري است.
پرآبترين قنات ايران، قنات اكبرآباد فسا است و قديميترين قنات ايران، قنات ابراهيمآباد اراك ميباشد و عجيبترين قنات ايران، قنات دوطبقهی مون اردستان است كه حدود ٨٠٠ سال پيش احداث شده است. اين قنات چاههاي مشترك ولي مادر چاهها و مظهر متفاوت دارد. قناتهاي تهران و ري كه دشت ورامين را آبياري ميكردند تا ٣٠ سال قبل جزء پرآبترين قناتهاي دنيا بودند ولي در ٢٠ سال گذشته به دليل تخريب مادر چاهها و عدم لايروبي از رونق افتادهاند. تاریخ حفر اين قناتها به دورهی صفوي و قاجاريه برميگردد. در تهران حدود ٣٠٠ قنات وجود دارد كه بعضي از آنها يكديگر را به صورت ضربدري قطع ميكنند قناتهاي تهران در منطقهی محمود آباد به دليل خاكبرداريهاي زياد كورهپزخانهها و به دليل عمق كم، به صورت روباز مسير خود را تا ورامين ادامه ميدهند. يكي ديگر از قناتهاي جالب و قديمي ايران قنات كيش ميباشد كه در سال ١٣٧١ كشف شد. قنات دو هزار ساله كيش با شهر زيرزميني ساخته شده در آن از مكانهاي ديدني كيش است. در مسير اين قنات، چاههايي به چشم ميخورد كه در گذشته براي لايروبي قنات حفر شده بود. تاکنون ٢٠٠ حلقه از این چاهها در مسیر قنات شناسایی شده است که فاصلهی هر کدام از یکدیگر به ١٤ تا ١٦ متر میرسد. سقف قنات را لایههای مرجانی به ضخامت ٢ تا ١٥ متر و لایههای زيرين قنات را خاك نفوذناپذير مارني تشكيل ميدهد كه اين خاصيت باعث شده است تا آب باران پس از نفوذ از لايههاي مرجاني در عمق نفوذناپذير زمين تشكيل سفرههاي آب زيرزميني را بدهد. چهار كيلومتر از مسير اين قنات تاكنون حفاري و لايروبي شده است و هم اكنون در عمق ١٥ متري اين قنات شهري زيرزميني با كاربري سياحتي و تجاري در حال ساخت و تكميل است.
در حال حاضر در ايران حدود ٤٠٠٠٠ قنات به طول ٢٧٢٠٠٠ كيلومتر وجود دارد كه فقط در استان خراسان ٧٢٣٠ رشته قنات با آبدهي ١٨٥٠٠٠٠٠٠٠ سانتي متر مكعب در ثانيه وجود دارد يعني ٩ برابر ذخيرهی سد كرج و ١٤٠ برابر ذخيرهی سد طرق. در تهران، دست كم ٣٠٠ رشته قنات شناخته شده، خفتهاند كه طول بعضي از آنها به ١٨٠٠٠ متر ميرسد.
------------------------------------------------***حاشيه ***-------------------------------------------------------
به ارقام زير توجه كنيد:::::
خبرگزاري جمهوري اسلامي ۸۶/۰۴/۰۷
رييس اداره ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري گناباد گفت: يك ميليارد ريال براي مطالعات طرح گردشگري بزرگترين و عميقترين قنات جهان معروف به " قنات قصبه " در اين شهرستان اختصاص يافته است.
.........................
دکتر رضا قراخانلو رئیس کمیته ملی المپیک در گفتگوی اختصاصی با خبرنگار " مهر" با بیان این مطلب افزود: از توجه ویژه رئیس جمهور و پیگیری های مهندس علی آبادی در این زمینه تشکر و قدردانی کنم.
وی اضافه کرد: امیدوارم با توجهی که همواره مجلس و کمیته تربیت بدنی به بخش ورزش داشتند حمایت ها تکمیل شود و بودجه 25 میلیاردی که تا کنون برای کمیته المپیک اختصاص یافته تا سقف مورد نظر 32 میلیارد افزوده شد تا ورزشکاران ملی پوش کشورمان در بازیهای آسیایی دوحه قطر حضوری قدرتمند و شایسته داشته باشند.
منابع:
اصلي:
1.ماهنامه آفتاب (دانشجويان دانشگاه واترلو) سال دوم/ شمارهی 9/شهریور، مهر، و آبان ٨۵
2. سايت خبر گذاري ايرنا http://www2.irna.com
3.سايت تبيان http://old.tebyan.net
4.سايت كميته ملي المپيك http://www.olympic.ir
5. سايت ماهنامه آفتاب http://www.aftab-magazine.com/articles/2006099.html
فرعي:
1. مجموعه مقالات اولین همایش بینالمللی قنات. یزد ١٣٧٩
2. مرکز بینالمللی قنات و سازههای تاریخی آب
3. روزنامهي اعتماد
4. روزنامهي ایران امروز
5. وب سایت سرزمین اهورایی
6. خبرگزاری میراث فرهنگی
7. مرکز توسعه تجارت کیش
8. ماهنامهي الکترونیکی بهارستان (شمارهي هفدهم)
9. روزنامهي همشهری - اردیبهشت ماه ١٣٧٩
10. وبسایت کاریز
با تشكر از مهندس كاظم بايرام بخش
همه تن چشم شدم خيره به دنبال تو گشتم
شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق ديوانه كه بودم
در نهانخانهي جانم گل ياد تو درخشيد
باغ صد خاطره خنديد
عطر صد خاطره پيچيد
يادم آيد كه شبي با هم از آن كوچه گذشتيم
پر گشوديم و در آن خلوت دلخواسته گشتيم
ساعتي بر لب آن جوي نشستيم
تو همه راز جهان ريخته در چشم سياهت
من همه محو تماشاي نگاهت
***
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشهي ماه فرو ريخته در آب
شاخه ها دست برآورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ
***
يادم آيد : تو بمن گفتي :
ازين عشق حذر كن
لحظه اي چند بر اين آب نظر كن
آب ، آئينهي عشق گذران است
تو كه امروز نگاهت به نگاهي نگران است
باش فردا ، كه دلت با دگران است
تا فراموش كني ، چندي ازين شهر سفر كن
***
با تو گفتنم :
حذر از عشق ؟
ندانم
سفر از پيش تو ؟
هرگز نتوانم
روز اول كه دل من به تمناي تو پَر زد
چون كبوتر لب بام تو نشستم
تو بمن سنگ زدي ، من نه رميدم ، نه گسستم
باز گفتم كه : تو صيادي و من آهوي دشتم
تا به دام تو درافتم ، همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم
سفر از پيش تو هرگز نتوانم ، نتوانم …
***
اشكي از شاخه فرو ريخت
مرغ شب نالهي تلخي زد و بگريخت
اشك در چشم تو لرزيد
ماه بر عشق تو خنديد
***
يادم آيد كه دگر از تو جوابي نشنيدم
پاي در دامن اندوه كشيدم
نگسستم ، نرميدم
رفت در ظلمت غم ، آن شب و شبهاي دگر هم
نه گرفتي دگر از عاشق آزده خبر هم
نه كني ديگر از آن كوچه گذر هم !
بي تو ، اما به چه حالي من از آن كوچه گذشتم
آنگاه كه همه تخيلم با ماهيهاي حوض شنا ميكرد و غرق ميشد. نفس كم نمي آوردم تا دستم به ته حوض برسد. و چه خوشحال بودند ماهيها و چه مغرور.


